برچسب:
نویسنده: نیکا صفری
برچسب:
نویسنده: نیکا صفری
برچسب:
نویسنده: نیکا صفری
من به این اتفاقات ایمان دارم
اما برای تو قصه فرق میکنه
ایمان من نسبت به تو اگر بخوام رک حرفم رو بگم, کامل نیست
اما به کوچکترین مسئله ها ایمان دارم
فکر میکنم بهتره دوستیمون رو ادامه بدیم
تو جذابیت بیشتری داری
من میرم به سمت همون جاده که انتهاش به نیمکت چوبیمون ختم میشه
تو هم همونجا منتظرم باش
قصه داره شیرینتر میشه
برچسب:
نویسنده: نیکا صفری
برچسب:
نویسنده: نیکا صفری
برچسب:
نویسنده: نیکا صفری
برچسب:
نویسنده: نیکا صفری
دونگاه در گوچه ای افتابی که از زیر درختی عبور میکردند, گره میخوره
اما
داستان ما فرق داشت
ما به وقت پاییز همدیگه رو دیدیم و باد پاییزی عطرهامون رو دزدید
و من عاشق پاییز شدم که با چشمان مردانه ای تلفیق شده
گناه کی بو؟
من؟ تو؟ یا پاییز؟
هیچکدوم
فقط تاریخ تلاقی نگاه ما, تاریخ اشتباهی بود
و گاهی وقت ها اشتباهات شیرین ترین هستند!
برچسب:
نویسنده: نیکا صفری
برچسب: پاییز,
نویسنده: نیکا صفری